![]() تازماني كه عاشق نشدهايد ، حق نداريد دربارة عشق قضاوت كنيد .
پست الکترونیک آرشیو مطالب درج در عـلاقه مندیـها◊ تبدیل به صفحه خانگی◊ خروج از وبلاگ آرشیو مطالب
اردیبهشت 1388
مرداد 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
رو جلد
کراک و کیگن دانلود ، ترفند ، جاوا برای هیچکس دوستت دارم هواداران سعید شهروز ♥عاشقانه ها♥ در به در ها آتيش بازي كوچولو خاتمی آنلاین رویاهای قرمز .::عشق خفن::. سکوت کراک ایران 0072000 چند چندن دفتر زندگی تکنولوژی سیستم ارتباط ترنم عشق عشق عاشق معشوق *ستاره ::عاشق و معشوق:: ::بلاگفا:: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
لوگوی ما
ياهو
نظر سنجی
نظر سنجی از طریق sms
ارزش وبلاگ
لوگوی دوستان
|
عشق عاشق معشوق
عاشقانه ها
گزارش رسمی از یک مرگ به دلیل اندوه
شاه مرد. بعد ملکه مرد. کنار شاه دفنش کردند . شاه مرد بعد ملکه از غصه دق مرگ شد . گزارش این بود . هیچ کس هم حرفی نزد. اما آدم که از غصه نمی میره . غصه که بخوری اشتهات کور میشه و چند روزی در اتاق رو به روی خودت می بندی ، اما همیشگی نیست . لاعلاج نیست. بالاخره میایی بیرون و یه لیوان اب می خواهی . پزشک قانونی دربار رو میشناسم . اونو بارها دیدم جوونی که خیلی خوش تیپه . میزان مرگ ومیر در خاندان سلطنت کمتر از مردم عادیه . خبرش کردن . کف اتاق افتاده بود . نبض اون رو گرفت و روی برگه گواهی فوت نوشت : اندوه!! درست به نظر میومد . لازم بود به هزاران سوال مردم جواب داد . جسد را معاینه نکرد و برای تشریح نبرد . آخه اندوه و کجا می تونست پیدا کنه ؟ تو تن ادمی جایی برای اندوه نیست .اگه معاینه میکرد میدید میزان الکل خون یک و نه دهمه و نارنگی نیمه جویده ای را در گلوی او میدید که موقع خنده پریده بود تو حلقش ، اما به نظر میرسید نکته ظریفی باشه ، ملکه مرده .زنده باد اندوهش . زنده باد دلقک در بار که اون شب واسه خندوندن ملکه به اتاقش رفته بودزنده باد گزارش های رسمی که همیشه در این ملک قدیمی جایی را پرمی کند.
همیشه
اینم واسه اونایی میگم که تو کامنتاشون به من واسه خوش بودنم تبریک گفتن و خودشون هنوز نا خوشن دوستای خوبم من با تموم خریتای زندگیم یه چیزو خوب یاد گرفتم این که همیشه نباید طبیعی بود بعضی وقتا لازمه که یه گل مصنوعی باشین مثل همین گل گل باشین ولی مصنوعی چه عیبی داره اگه عطر و بو ندارین در عوض زرد نمیشین ونمی یوفنین نمیدونم تونستم حرف و برسونم یا نه خلاصه این که همیشه گل باشین و ولی به موقع طبیعی یا مصنوعی
شکسپیر 2
خدمتکار:سرورم من میتوانم کاری کنم که مجسمه به حرکت در آید ولی از این میترسم که شاید شما من را یک ساحره بدانید. پادشاه : آه میتوانی ! این کار را انجام بده حتی اگر سحر و فریب و نیرنگ باشد! خدمتکار دستهای خودش رو به خرکت در آورد و گروه موسیقی شروع به کار کردن مجسمه که درواقع خود ملکه بود به حرکت درومد و به سمت پادشاه رفت و در آغوش پادشاه ... درسته خود ملکه بود که مدتها همه فکر میکردن مرده ولی زنده بود نتیجه اخلاقی ( بر گرفته از وبلاگ بهار) : هیچ وقت کسی رو که دوسش داری از خودت نرون که مجبور نباشی واسه مجسمش ورد جادویی بخونی تا زنده شه
حالا بخند
امروز خیلی خوشحالم دیگه نمی خوام واستون از غم بگم دیگه می خوام که بخندم و ... بماند . ولی اینو تازه فهمیدم که خیلی خر بودم و نمیدونستم از اونایی که تو این مدّت بهم کمک کردن که خودمو بشناسم یه دنیا ممنونم
I love you again
I love you, With no limit, To my descent, Nor regret, To my eternal bleeding, As loud as thunder, I shout your name, In the everlasting valleys, Of roses you adore, To every bird, Butterfly, Moon smile, Ray of setting sun, I tell the tale, Of mythical beauty, Eternal in its captivity, Pithy in fulfillment, Strange, How seconds turn into lifetimes, And lifetimes, Into slices of seconds, I love you, ... I love you again, ادامه مطلب
عیده و امسال عیدی ندارم
عیده و امسال عیدی ندارم ادامه مطلب
|