تبليغاتX
عشق عاشق معشوق
عشق عاشق معشوق
عاشقانه ها
یا محمد

یا محمد

||

گزارش رسمی از یک مرگ به دلیل اندوه

چه حس عجیبیه

شاه مرد. بعد ملکه مرد. کنار شاه دفنش کردند . شاه مرد بعد ملکه از غصه دق مرگ شد . گزارش این بود . هیچ کس هم حرفی نزد. اما آدم که از غصه نمی میره . غصه که بخوری اشتهات کور میشه و چند روزی در اتاق رو به روی خودت می بندی ، اما همیشگی نیست . لاعلاج نیست. بالاخره میایی بیرون و یه لیوان اب می خواهی . پزشک قانونی دربار رو میشناسم . اونو  بارها دیدم جوونی که خیلی خوش تیپه . میزان مرگ ومیر در خاندان سلطنت کمتر از مردم عادیه . خبرش کردن . کف اتاق افتاده بود . نبض اون رو گرفت و روی برگه گواهی فوت نوشت : اندوه!!

درست به نظر میومد . لازم بود به هزاران سوال مردم جواب داد . جسد را معاینه نکرد و برای تشریح نبرد . آخه  اندوه و کجا می تونست  پیدا کنه ؟ تو تن ادمی جایی برای اندوه نیست  .اگه معاینه میکرد میدید میزان الکل خون یک و نه دهمه و نارنگی نیمه جویده ای را در گلوی او میدید که موقع خنده پریده بود تو حلقش ، اما به نظر میرسید نکته ظریفی باشه ، ملکه مرده .زنده باد اندوهش . زنده باد دلقک در بار که اون شب واسه خندوندن ملکه به اتاقش رفته بودزنده باد گزارش های رسمی که همیشه در این ملک قدیمی جایی را پرمی کند.

|| نوشته شده توسط Ferancesco در 85/01/28 ساعت 7:4 بعد از ظهر |

همیشه
گل مصنوعی هم گل حالا بو نداره دل که داره

اینم واسه اونایی میگم که تو کامنتاشون به من واسه خوش بودنم تبریک گفتن و خودشون هنوز نا خوشن دوستای خوبم من با تموم خریتای زندگیم یه چیزو خوب یاد گرفتم

این که همیشه نباید طبیعی بود

بعضی وقتا لازمه که یه گل مصنوعی باشین

مثل همین گل

گل باشین ولی مصنوعی

چه عیبی داره اگه عطر و بو ندارین

در عوض زرد نمیشین       ونمی یوفنین

نمیدونم تونستم حرف و برسونم یا نه

خلاصه این که

همیشه گل باشین و ولی به موقع طبیعی یا مصنوعی

 

||

شکسپیر 2

دوست دارم تا وقتی که بمیرم

خدمتکار:سرورم من میتوانم کاری کنم که مجسمه به حرکت در آید ولی از این میترسم که شاید شما من را یک ساحره بدانید.

پادشاه : آه میتوانی ! این کار را انجام بده حتی اگر سحر و فریب و نیرنگ باشد!

خدمتکار دستهای خودش رو به خرکت در آورد و گروه موسیقی شروع به کار کردن

مجسمه که درواقع خود ملکه بود به حرکت  درومد و به سمت پادشاه رفت و در آغوش پادشاه ... 

درسته خود ملکه بود که مدتها همه فکر میکردن مرده ولی زنده بود

نتیجه اخلاقی ( بر گرفته از وبلاگ بهار) :

هیچ وقت کسی رو که دوسش داری از خودت نرون که مجبور نباشی واسه مجسمش ورد جادویی بخونی تا زنده شه

|| نوشته شده توسط Ferancesco در 85/01/22 ساعت 4:18 بعد از ظهر |

حالا بخند

ببين

امروز خیلی خوشحالم

دیگه نمی خوام واستون از غم بگم

دیگه می خوام که بخندم و ... بماند .

 ولی اینو تازه فهمیدم که خیلی خر بودم و نمیدونستم

از اونایی که تو این مدّت بهم کمک کردن که خودمو بشناسم یه دنیا ممنونم

|| نوشته شده توسط Ferancesco در 85/01/13 ساعت 0:44 قبل از ظهر |

I love you again

من دوست دارم دوباره و صد باره

I love you,

With no limit,

To my descent,

Nor regret,

To my eternal bleeding,

As loud as thunder,

I shout your name,

In the everlasting valleys,

Of roses you adore,

To every bird,

Butterfly,

Moon smile,

Ray of setting sun,

I tell the tale,

Of mythical beauty,

Eternal in its captivity,

Pithy in fulfillment,

Strange,

How seconds turn into lifetimes,

And lifetimes,

Into slices of seconds,

I love you,

...

I love you again,

 


ادامه مطلب
||

عیده و امسال عیدی ندارم

برگرد آخه تنهام

 

 

 

 

عیده و امسال عیدی ندارم
گذاشتی رفتی عزیزم من بیقرارم
عیده و امسال تنهای تنها
به جای عیدی عزیزم
من تو رو میخوام

از وقتی رفتی غمگینه خونه
گریم میگیره با هر بهونه
رفتی و موندم با این همه درد
هرگز نمیشه فراموشت کرد

اگر چه نیستی
یاد تو اینجاست
عشقت توی قلب ماهاست
هر جا که هستی
خدا به همرات
دعای خیر پشت و پنات!


ادامه مطلب
|| نوشته شده توسط Ferancesco در 85/01/01 ساعت 6:24 بعد از ظهر |

onLoad and onUnload Example


New Page 2
یه فال باحال


نیت کن و انتخاب کن